X
تبلیغات
مامان میترا و نیلوفری!

مامان میترا و نیلوفری!

خاطرات من و دختر نازم

ماجراي انتخاب اسم براي ني ني ناز!

سلام دختر ناز و قشنگم! امروز ميخوام داستان بي اسم بودنت رو برات تعريف كنم!

  ميدوني هيچ وقت فكر نميكردم انتخاب اسم اينقدر مشگل باشه! مامان و بابا ها دوست دارن بهترين و زيباترين اسم رو براي ني نيشون انتخاب كنن و سليقه ها هم متفاوته ديگه! نميدونم شايدم براي ما اينقدر سخت شده !

از سالها پيش هميشه اسم نيلوفر رو دوست داشتم دليل خاصي هم نداشت به نظرم قشنگ و خوش آوا بود واسه همينم پيش خودم ميگفتم اگه روزي روزگاري صاحب دختري بشم حتما اسمش رو ميزارم نيلوفر!!! جداي از اين يه چيزي پيش اومد كه اسم نيلوفر برام خاطره ساز شد و كلي ازش خاطره دارم كه حكايتش خيلي طولانيه عزيزم اما قول ميدم وقتي بدنيا اومدي و بزرگ شدي حتما برات تعريف كنم!

تا همين چند ماه پيش كه خدا تو رو به ما هديه داد و بحث انتخاب اسم پيش اومد دودل شدم و با خودم گفتم اسم تو رو چيزه ديگه اي ميزاريم ! ميخواستم نيلوفر با اون خاطره هاش تو ذهنم بمونه ! واسه همين كلي تو سايتهاي مختلف دنبال اسم گشتم اسمهاي قشنگ زياد هستن اما هيچ كدومش به دل من و بابايي ننشست!‌ بعضي اسما با اينكه با معني هم بودن و شايد امروزي اما به نظرم بي روح و خشك ميومد! جالبه كه بابايي هم از اسم نيلوفر خوشش مياد و ميگفت بزاريم نيلوفر ولي من به همون دليلي كه داشتم گفتم نه! يه مدت گفتم هلنا !‌ چون از اسم هلن خوشم مياد بعد باز پشيمون شدم چون بابايي هم زياد دوست نداشت ديدم راست ميگه اسماي با محتوي تري هم هستن!‌چند روزي گفتيم پرنيان!‌باز به دليلي نظرمون عوض شد! خلاصه خودمم كه قلبا نيلوفر رو دوست داشتم بابايي هم همينجور! و يه چيز بامزه و جالب اينكه دايي جونت هم از همون اول كه حتي جنسيت تو گل دختر معلوم نبود هميشه از من ميپرسيد نيلوفر خانم چطوره!!!!!؟؟؟ خاله و بقيه هم اين اسم رو دوست دارن! خلاصه عزيزم همه اين چيزا داره دست به دست هم ميده كه به احتمال زياد اسم تو نيني ناز من بشه نيلوفر! خيلي دوست داشتم بدونم خودتم اين اسم رو دوست داري يا نه؟ يعني وقتي بزرگ بشي از اسمت خوشت مياد؟؟؟؟ آخه ميدوني دخترم من خودم اسمم رو خيلي خيلي دوست دارم و هميشه بابتش از مامان بزرگ تشكر ميكردم و ميكنم!‌تا حدي كه اگه يه بار ديگه بدنيا بيام دوباره اين اسم (ميترا) رو انتخاب ميكنم!

اينم حكايت اسم تو بود عسليه مامان!‌به احتمال ۹۰٪ تو ميشي گل نيلوفر من و بابايي! اما حالا ۲ماه ديگه فرصت هست!!!!! يه وقت غصه نخوريا!!!!!

                                                              

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:55  توسط میترا  | 

يه خلاصه از اين 7 ماهي كه گذشته!

سلام سلام گل مامان!   

 عزيزم الان ميخوام يه كم از اين هفت ماه و نيمي كه گذشته برات بنويسم!

و يكي دوتا از عكسات رو هم بزارم اينجا! همونطور كه از تيكرت معلومه خانم خانما ديگه هفت ماه و نيمه شدي عزيزم ! اما تو اين هفت ماه چيا برمن و تو گذشته الان برات يه كوچولو ميگم! اولا كه تو دختر خوبي بودي اما خوب حال من ۲ -۳ دفعه بد شد طوري كه كارم به دكتر و آمپول و سرم كشيده شد ولي به لطف خدا همه چي بخير گذشت با اين كه خيلي درد بدي   داشتم ولي همش نگران تو بودممم كه نكنه خداي نكرده طوريت بشه و خدارو شكر كه همه چي به خوبي تموم شد و خانم دكتر گفتن كه بايد خيلي خيلي مراقب باشم و بيشتر استراحت كنم تا تو خوشگله سر موقع بدنيا بياي و يه وقت عجله نكني!‌خلاصه اين مدت بيشتر سعي كردم كه تو خونه باشم و بيشتر استراحت كنم! تو اين مدت ۳ دفعه سونوگرافي كرديم و روي ماه تو رو ديديم يه بار ۳ ماهگي يه بار ۵ماهگي و يه بار هم همين ۲ هفته پيش يعني ۷ ماهگي! نميدوني چه شوقي داره ديدن روي ماه و نازت براي من و بابايي!!!!!!!!! راستي اينم بگم تو اين مدتي كه استراحت بودم بابايي جون خيلي هواي جفتمون رو داشت و خيلي كمك كرد كه همينجا ازش تشكر ميكنم و ازش ممنونم !   اينم بگم كه تو خوشگل خانمي ماشالله روز به روز تو دل ماماني رشد كردي و كپلي شدي و از ۴ماهگي من ديگه كاملا تونستم حركاتت رو تو دلم حس كنم! به قول خانم دكتر كه چند روز پيش گفت ني نيت ديگه ماشالله داره قلدر ميشه!راست ميگه چون يه دفعه يه كارايي ميكني كه من از جام ميپرم! قربون اون قد و بالات برم من!!!!!    

حالا فكر نكني من همش گفتم استراحت بودم برات هيچي نخريديم هاااااااااا نه خير اينطوريا نبوده تقريبا يك ماه پيش به محض اينكه ديدم حالم روبراه هست با بابايي رفتيم و طي دو روز تقريبا همه چيزايي كه لازم داشتي رو برات خريديم عسلكم! نميدوني كلي چيزاي خوشگل و ناز كه من و بابايي با شوق و ذوق برات انتخاب ميكرديم و ميخريديم! چقدر عروسكاي خوشمل و بامزه! و كلي لوازم ديگه ! كه بعدا حتما عكسش رو اينجا ميزارم! البته فقط مونده كمدت كه اونم به اميد خدا اين هفته سعي ميكنيم بريم و برات بگيريم!!!!!!!!!!!!! خلاصه اينم يه كوچولو از اين چند ماه بود!اميدوارم كه اين دو ماه هم بخير و خوشي بگذره و تو دخمر ناز نازي بدنيا بياي و از وسايلت به سلامتي استفاده كني!

اينم عكس ني ني ناز در سه ماهگي !                  

  اينم عكس ني ني ناز در هفت ماهگي!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:24  توسط میترا  | 

ني ني ناز وارد ميشود!

سلام سلام

      حق داري اگه بگي چه مامان تنبلي دارمممم!‌آخه خيلي وقته اين وبلاگ رو درست كردم ولي توش برات چيزي ننوشتم! البته اينم بگم ها اين مدت يه ذره با قالب وبلاگت كلنجار ميرفتم دختر گلم! گفتم يه كم خوشگلش كنم! قرار بود كمي از قبل از بوجود اومدن تو خانم خوشگله بگم!                                     

 عزيزم من و بابايي ۴ سال پيش باهم ازدواج كرديم البته بعد از ۲ سال آشنايي!   وقتي هم كه ازدواج كرديم راستش تصميم نداشتيم حالا حالا ها ني ني دار بشيم دوست داشتيم تقريبا همه شرايط واسه اومدن تو خانم گل جور باشه تا وقتي اومدي بتونيم برات پدر   و مادر خوبي باشيم و تو توي محيط آروم و خوبي بزرگ بشي! خلاصه بعد از ۲-۳ سال ديگه كم كم به فكر افتاديم كه يه ني ني ناز داشته باشيم يعني تقريبا ۹ ماه پيش بود كه ديگه مصمم شديم ني ني دار بشيم! درست وقتي سومين سالگرد ازدواجمون تموم شد و وارد چهارمين سالگرد زندگي مشترك شديم تو خانمي هم از راه رسيدي و جاتو تو دل ماماني خوش كردي!!!!!! كه صد البته كار خيلي خيلي خوبي كردي عزيزم! من همش از خدا ممنونم و شكرش ميكنم كه تو فرشته ناز رو به ما هديه كرده! خلاصه عزيزم فقط اينو بهت ميگم كه بدوني تو ثمره يه عشق پاك و صميمي هستي! حالا ديگه تو شدي ميوه زندگي من و بابايي !‌هردومون عاشقانه دوستت داريم و روز شماري ميكنيم تا ۲ ماه ديگه كه به لطف خدا صحيح و سالم بياي به دنياي ما! اميدوارم بتونيم برات پدر و مادر خوبي باشيم!‌ همه تلاشمون رو ميكنيم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:53  توسط میترا 

سلام سلام ! امروز اومدم اگه بشه يه كم براي دختر گلم بنويسم ! البته نميدونم از كجا بايد   شروع كنم! ولي تصميم دارم يه خلاصه كوچولو از قبل از بوجود اومدن ني ني نازه بگم! و از اين به بعد فقط عكس و خاطرات خود دخملم رو بنويسم!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:26  توسط میترا 

وبلاگت مباركه دخمر گلم!

سلام سلام     

دختر گلم تو هم وبلاگ دار شدی!!!!! مبارکه مبارکه!

امیدوارم بتونم وبلاگ خوبی برات درست کنم! و سعي ميكنم تند تند بيام و برات بنويسم عزيزم!                                                                    
                                                              

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:42  توسط میترا  |